دوازدهمین مروارید از صدف سبحان
سلام نازگل من 
بلاخره چهارمین دندون کرسی کوچولوت هم دراومد و رقم دندونهات به دوازده رسید مبارک باشه نفسم .
جونم برات بگه از عید امسال که من و شما و بابایی با عمو حسن رفتیم جزیره قشم . این دومین بار بود که شما مارو همراهی میکردی ولی امسال فهمیده تر بودی و با دیدن لنج ها یا به قول خودت کشی ها (کشتی) ذوق میکردی و تو آبها دنبال ماهی می گشتی .
تو ایام عید دردری شدی شدید به صورتیکه دوست داشتی دائم بیرون باشی و تا به سمت خونه میرفتیم میگفتی نه نه نیو ( نرو ) و وقتی ازت می پرسیدم کجا بریم پس ؟ می گفتی : اونوری ( یعنی برو اونور ) و به سمت بازار اشاره میکردی یا میگفتی بازا ( بازار ) و یا پاک ( پارک )
کافیه یه کلمه رو بگم سریع السیر یاد میگیری و همون کلمه رو تحویلمون میدی .
اما کلماتی که جدیدا خیلی ازشون استفاده میکنی :
کند ( کنده شده ) بایا ( بالا ) اوشن ( روشن ) آموش ( خاموش )
بیو ( برو ) بیا بیگی ( بگیر ) میشین ( بشین )
اونوری ایوری ( اینوری ) چیس ( چیپس ) پفک
کثیف دتر ( دکتر ) بده پاشو
کویاه ( کلاه ) پز پتو ( پرز پتو )
برنامه تازه های ترافیکی رو خیلی دوست داری و همین که شروع میشه می دوئی میای جلوی تلویزیون و میگی : ماشینا تصادوف
امروز بهت موز دادم و ازت پرسیدم : سبحان جون موز دوست داری ؟ گفتی : آره و بعد چند لحظه گفتی : مامانی موز دوست ( یعنی موز دوست دارم )
بهت میگم بیا برات قصه بگم بعد ازت می پرسم قصه چی بگم ؟ میگی : منگول ( منظورت شنگول و منگول حبه انگوره ) اونوقت بعد از شروع شدن قصه بعضی جاهاشو خودت میگی مث زمانی که گرگه میاد میگی : گگه ( گرگه ) تق تق ( یعنی در میزنه ) منم منم ( قسمتی که گرگه میگه منم منم مادرتون ) بعد صدات رو هم مث آقا گرگه کلفت میکنی .الهی فدات شم .

عزیز دل مامی دوستت دارم یه دنیا 


دوازدهمین مروارید از صدف سبحان
